ظهور که نزدیک شود چه ترس از تحریم شش ماه بعد ...ملا را حکم اعدام بریدند و شاه گفت اگر به خرت نوشتن بیاموزی به بخشش من درآیی...ملا قول داد ظرف سه سال آن کند...و چون برهید گفت تا سه سال دیگر یا خر مرده باشد یا شاه یا من...و وعده بر سر خرمن داد...
ظهور که نزدیک شود چه ترس از تحریم شش ماه بعد ...ملا را حکم اعدام بریدند و شاه گفت اگر به خرت نوشتن بیاموزی به بخشش من درآیی...ملا قول داد ظرف سه سال آن کند...و چون برهید گفت تا سه سال دیگر یا خر مرده باشد یا شاه یا من...و وعده بر سر خرمن داد...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:58  توسط طاها
|
سوته دلان خوب گفتند که "یک عمر دیر رسیدیم"
بساط عشق را جمع میکنند با درآوردن پیرهن ز تن و کتیبه از دیوار و پرچم از تیر های برق...و باز مثل برق گذشت و دیر رسیدیم...
باشد تا محرمی دیگر که خوب بر سینه بزنیم ...و البته بساط سینه زنی و گاز گرفتن لب هایمان ادامه دارد با این نرخ سکه و دلار...که نه آنکه هر چه داریم از محرم و صفر است که ما هرچه داریم از سکه و دلار می باشد و نقطه سر خط بعد...
این روزها نقل چای روضه ها غصه مال دنیایی بود که محمد (ص) آمد که بگوید بی خیال مال دنیا...و علی بن موسی الرضا(ص) به تعداد سکه مان تحویلمان نمیگیرد که دو روی سکه دل را باید برق زیارتش انداخت تا شفاعتی بکند...تا عنایتی بشود...
دست بر سینه رو به شرق عالم امکان:السلام علیک یا علی بن موسی الرضا...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 15:57  توسط طاها
|
نیک که بنگری آسمان را با درهای بسته خواهی یافت...رابط آسمان و زمین پرکشید و ما را یتیم وا گذاشت به روزگار لعنتی...
روزگاری که شرط ماندن در آن حضور در مجلس دموکراسی سقیفه بود و چه نیک گفت که بزرگترین دروغ تاریخ همان دموکراسی بود که در سقیفه برادرانمان برپا کردند...
علی مانده و زهرا..و چند روز دیگر باید نوشت علی مانده و چاه..
با داغ این روزها چه باید کرد...مگر نه پدر امت است...مگر نه یتیم شده ایم...مگر نه این است که داغ دیده آتش مطبخ تا چهل روز برپا نکند و همسایگان به فریاد برسند...
کسی نبود بفهماند به برادرانمان که اگر مقرر بود آن خانه تمام دنیا را اطعام کند و خیرات پدر نماید نیاز به این همه هیزم نبود...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:9  توسط طاها
دیشب ثریا بر سرم خراب شد...دو مهم اتفاق افتاد
تروری دیگر و آبروی ثریا...پدرت بسوزد دل نازکی..
-------------------------------
اگر تا ۲۶ دی صبر میکردیم تیتر کیهان میشد که:جاسبی رفت
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:23  توسط طاها
|
هم قطاران مجازی عزیز...
در صورتیکه از دیدن عکس (در تمامی زمینه ها) لذت میبرید شما را به سایت 1x.com دعوت میکنم...
-----------------------------------
وقتی میروی... می......
زود بیا
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:20  توسط طاها
|
کاندیدای مجلس اززبان محمد رضا شهبازی:(س:سوال/ج:جواب)
س: ببخشید آقا... میشه خودتون رو معرفی کنید و بگید هدفتون از نامزد مجلس شدن چیه؟
ج: بله. با عرض سلام خدمت همه فرهیختگان و مردم غیور. بنده مسعود برادرزن پور هستم، دانشجوی حسابداری و اومدم تا اگر ممکن باشه کمی دستم تند بشه و در کارم پیشرفت کنم.
س: متوجه نمیشم... دستتون تند بشه؟ یعنی چی؟
ج: عرض میکنم، ببینید همانطور که مستحضرید در حسابداری کار مهم رسیدگی به حساب و کتابهای مالی و جمع و تفریق است. بنده دیدم برخی نمایندگان مجلس در این کار تبحر ویژه ای دارند گفتم بیایم تا شاید کمال همنشین در من هم اثر کند و دستم تند شود.
س: سر در نمیارم!
ج: ببینید نمایندگان مجلس نشان دادند که در یک صبح تا ظهر میتوانند قضیه 250000000000000 (راهنمایی: لازم نیست بشمارید، 13 تا صفر دارد!) تومان سرمایه دانشگاه آزاد را رسیدگی کنند، آقا واقعا دستشان تند است ها! مخصوصا که نشان داده اند آدم های اهل دقتی هم هستند و در طرح هایی مثل طرح نظارت بر نمایندگان 15 ماه دقت می کنند!
س: البته شاید آتیششون تند باشه نه دستشان؟
ج: اون رو دیگه من نمیدونم، از آتش نشان ها بپرسید!
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 9:11  توسط طاها
|
من هم از چتر خوشم نمی آید...
ولی..
زیر باران و شیشه های عینک..
تو ..
تار میشوی ..
من ..
نابود ..
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:40  توسط طاها
|
کسانی که ماشین میخرند معمولا قربانی میکنند..خونی میریزند و پلاک ماشین را هم خونی میکنند...
سوال اینجاست:اگر هنوز پلاک ماشین به نام خریدار خودرو و قربانی کننده نباشد ...و هنوز ماشین را به نام نزده باشند ثواب این خون مالیده شده روی پلاک ماشین به کدامین سو میرود؟
خریدار یا فروشنده...تازشم بعضا ماشین هایی هستند که چند دست میچرخند و یکی میخردش و خون میریزد...اینجا چه باید کرد...اصلا پلاک چه کسی دارد خونی میشود...
اصل مطلب:این که قربانی کنیم خوب است...لکن مالیدن خون قربانی به ماشین و یا هر چیز دیگر خرافه ایست که از یهود به ارث میبریم...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:15  توسط طاها
|
ملت شریف ایران:
از اینکه به دلیل نرسیدن سن به ۳۰ سال تمام توان شرکت در انتخابات را ندارم...و نمیتوانم مشکلات آسفالت و نان و باران و سفارت و یارانه و بنزین و ... را برایتان حل کنم..پوزش طلبیده و از درگاه خداوند طلب بخشش میکنم...
باشد که در جایگاهی دیگر خدمتگزار شما مردم همیشه در سهنه باشم...و بهتر از من ها در این ماراتون بندگی شرکت کنند...(سهنه همان صحنه است که چون سی سالم نشده توان نگارش صحیحش مرا نیست..)
-----------------------------------------------
ناز شستتان در دیروز تاریخ...اسفند را هم تاریخی میکنیم
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:41  توسط طاها
|
شبی پس سالها گعده ای با تحفه درویش ...
و ان یکاد خواندیم و ...تک بیتی ..
گفت:شعرهایم را نخوان..آرایشت بهم میریزد
و نوشت:سالهاست از خودم عبور کرده ام...یادم بخیر
----------------------------------------------
حکایت تلخ پست های خانوادگی...این بار رئیس سازمان استاندارد...
لينک ثابت
نوشته شده در ساعت 8:43  توسط طاها