تبليغاتX
!فقط مال تو
بیست و نهم آبان 1386
گفتم چرا مثلاً همین قورباغه ها                هرگز نگفته اند سخن قورباغه ها

بغضی گرفته است گلوهای تنگشان           از بس که بسته اند دهن قورباغه ها

تقصیر رودخانه و دریا  چه بوده است           راضی شدند اگر به لجن قورباغه ها

مردابم و به رخوت خود خو گرفته ام             تبعید می شوند به من قورباغه ها

گفتی که بی دلیل تر از من نبوده اند           گفتم چرا مثلاً همین قورباغه ها

                                                                                   ف.ن

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 18:30  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بیست و هفتم آبان 1386
شریعتی گفت:"دوست داشتن از عشق برتر است."عاشق خود خواه است و در پرده درون می پروراند یار خویش را،و اما دوست فریاد بر می آرد که آی ایهاالناس دوستانی دارم بهتر از آب روان.صد حیف که نه در قلم چون تواُم تا بنویسم در شاُنت،و نه در عقل به تکامل رسانیده ام خویشتن را.اما بگذار همچون کلاف به دست یوسف هر چه دل تنگم می خواهد بگویم.

احمد،از بهمن به چند دلیل خرسندم،یکی انقلابی که در او شد که کلاعاشق انقلاب و تحولم،یکی تولدی که ستاره به همراه داشت ونجمه نام گرفت،دیگر زمستانی که می توان هوا بس نا جوانمردانه سرد است را سر داد،و  هم کوچک هم نامش،نورانی سرِ خیره سرتو که بوی بهشت را به مشامم می رساند.

از کلاه و شال و ۶۲۶۰ یکی افتاده از شمارگان می گذرم،خودت را بگذار بنویسم.از چشمانت(آخه لا مصب نگاها ت میکشه منُ )،از اشکهایی که بی صدا ریختی و کویر را کَر نمودی،از سکوتی که گوش مرا کر می کرد،از بیان سختی گونه ات که به رقص ِدرونی کلمات مشوش ذهن من ریتم می داد.گویی هزاران است ما را آشنایی در سال.

شاد بودنت،خنده و گریه هایت،اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ ه گفتنت که جای خود،عصبانیتت را هم دو ست دارم.حاجی ،سید،بی خیال شو،ما جنبه  ی................این اس ام اس مرا به عرش بردبی آنکه بدانی.

لعنت خدا به این پروژه ها که تو را زود میراند به سوی بیت و ما را ناکام میگذارد از اینهمه صفا.

گمان کنم تا دنیا دنیاست این ماییم که پهلوان هائیم ـــنشان قهر خدا در زمین هائیم(اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِه)             ِ

خدای تو را،حاج موحد را،احمد حبیبی را،جواد قمی الاصل را،روح اله را،میتی بِروج را  و من را از من و ما نگیرد.آمین یا رب کویر

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:34  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بیست و یکم آبان 1386
من نیز گفتم اینگونه: 

 

شب و هزار خیال به اندازه هزار ستاره کم نور و پر نور بالای سرت . به اندازه چشمکهایی که می بینی و عشوه ها و ناز ها و کرشمه ها . وتو می مانی با سرشک ها و باز خیال ها.

خالیِ کویر از روشنی های چشم پر کن و سوسو زدن ستاره ای که به مانند دست تکاندادنی از فراسوی مکان و زمان برای تو، که امید می دهد شاید انجا هم کسی باشد.

غنیمت آب قنات که در گرمای روز خنکایش هرم حرارت را از صورتت می گیرد و در شب سرد گرمایش ترس از یخکردگی را.

صدای تار، شعله های آتش و گرمای صدای دردمندی که زبانه هایش تا انتهای وجودت را سرشار از لذت می کنند، دلت را چون نور حاصل از سوختن به رقص و وجد می آورد.

صدای فریادی که نمیدانم از سر چیست یا  چشمهایی که با خاک پاک کویر گلی را رقم میزند و تنهایی و خلوت خویش، چقدر از همه چیز خالیم می کند.

و چقدر چشم به هم گذاشتن و خفتن زیر سقف پر از ستاره و لحاف مخملی آسمان لذت بخش است.

کویر همه اش آرامش است .شبش،سکوتش، و ریز دانه های تپه رمل های شنیش.

شاید شتر صبر را از کویر آموخته است.

ماسه های نرمی که سرمای شب را در خود نگه داشته اند ، زیر انگشتان پاهای لختم خنکی می بخشند روحم را، و انگار با هر قدم و هر جای پا، تکه ای از تلاطم درونم را بر این پهنای پر از پستی وبلندی هایِ باد ساخته به جا می گذارم. و کویر سخاوتمندانه آرامش را می بخشد و عقده های روحم را می خرد. وقتی ریز دانه های شن را  از جاری مشتم به نسیم دم صبح می سپارم خودم را همراه این فروریزش خالی تر از همیشه می یابم. دلم نمی خواهد تمام شود اما براحتی می گذارم و می آیم و خیلی زود وقتی از تپه ماسه ها پایین میروم باز پایم را درون کفش ها و بندها میکنم و می تکانم تا انگار به یاد گار نیاورم تکه ای از این کویر روح بخش را با خود. کویر در جای خود می ماند و من این بار سرشار از شور و آرامش کویر و خالی از درون خویش باز می گردم.اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ اِ ه

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:3  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

پانزدهم آبان 1386
نوشته: مرد عاشق بود  نقطه.

 

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 22:38  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

چهاردهم آبان 1386
شهادت امام  جعفر بن محمد بن علی بن حسین بن علی (علیهما السلام) به هر چی مرد و نامرد(زن) تسلیت باد.

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:8  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دوازدهم آبان 1386
کافی شاپ تهران.....چیپس و پنیر.......ظهر شنبه.....فلورانس....پیپ.....حاج احمد....موبایل....اسپرایت....خواستگاری...کلپچ....اجزائ محدود.....سنگ پا دری....حافظ.....کیست مویی.....عروسک....گل ناز.....ممدوح.....بانو.....مهر.....اچ آی وی.....ایرانسل......انسیس.......شهرام جزایری  نه.....قیصر آری.....کادو تولد.....فقط برای تو
*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 15:36  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یازدهم آبان 1386
؟
*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:27  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

هشتم آبان 1386
همچون گاوان خشم را آنچنان نشخوار باید کردن.تا مبادا رنج زبان و زهر نگاهم کسی را بیازارد و نفرینی شوم تحفه بهر خویش کنم.

در پی تماس با بهترین ها اینچنین عایدم آمد :که از زندگی برخیز و ببین گلهای خندان صحرائی را...........

حال آنکه نه چشمی است باقی لنگاه.نه حسی فور احساس.ونه گوشی تا شنیدن.چه رسد به دل........

اما فهمیدم اینگونه:آری.گل نیز حرف ها دارد.

پرواز شاعر عاشق قیصر امین پور تسلیت

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 19:5  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

هفتم آبان 1386
؟

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:26  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

ششم آبان 1386
                                          

تو از منی و من از تو چرا که درد یکی است

که آنچه با من و تو تو روزگار کرد یکی است

عجیب نیست که من با تو نیز تنهایم 

که در مقابل آیینه زوج و فرد یکی است

چه فرق میکند اکنون بهار یا پائیز

برای ما که کویریم سبز و زرد یکی است

من و تو دشمن تقدیر یکدگریم

 ولی چه سود که تسلیم با نبرد یکی است

دلم به دور تو سیاره ایست سرگردان

 که شیوه ی من و این چرخ هرزه گرد یکی است

خدا یکی-تو یکی-پس از آستان غمت

 نمی روم که بدانند حرف مرد یکی است

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:55  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

ششم آبان 1386
دمنمتاروله.....................................................هرچند صغیرم
*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:30  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سوم آبان 1386
سلام سلامتی میاره.اولا.

جوابشم واجب.در ثانی

سوم اینکه:

مستحب است خموشی بگزیند عاشق

و کراهت دارد ناله آغاز کند

و حرام است اگر شکوه کند از دلبر

و مباح است که معشوق بریزد خون عاشق را

 در نهایت سرسپردن واجب

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 21:25  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*