تبليغاتX
!فقط مال تو
بیست و چهارم آذر 1386

آهای سجاده صورتی

بی تو تاریک شبی باز از آن شهر گذشتم.به جان خودم.

یاد ایامی که در گلشن فغانی (فقان،نمی دونم)داشتیم.به جان خودم

 من همه محوِ تماشای دو دستت.به جون جفتمون.

بد پائیزیِ.تموم نمی شه لا مصب .اندکی صبر سحر نزدیک است.به جانِ........

بی خیالش اینا رسم روزگارِ         همشون کار خداست حکمتی داره

و در پایان لازم به ذکر است که:

ملامت گویِ عاشق را چه گوید مردمِ دانا** که حالِ غرقه در دریا نداند  خفته در ساحل

 

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 3:2  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

بیستم آذر 1386
چه زن و شوهری.عشق،لوتی گری،مرام،دلدادگی،انسانیت،.................

پدر که خدا حافظی کرد و برگشت،علی نظاره گر زهرا شد و دید دست بر پیشانی نهاده و می گرید.

چه شده زهرا جان.دل تنگِ پدر شدی؟

نه.با آمدن از خانه پدری به اینجا،رفتن از اینجا به آن دنیا در ذهنم تداعی شد.علی جان بیا امشب را به عبادت بپردازیم

صبح هنگام که پدر آمد تا سری به دختر و دامادش بزند،آن دو را شادمان دید

با پرسشی از هر دو به یک جوابِ مشترک رسید.

همسرت را چگونه یافتی؟

هر دو گفتند خوب رفیقی است.

پیوندشان مبارک.یه سوال دارم به نظر شما ما هم دعوتیم؟

یا علی مدد.

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 23:19  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

هجدهم آذر 1386
یا امام رضا تو رو به جونِ جوادت به جوونیمون رحم کن داره تباه میشه.یادش بخیر، سه سال از این جمله ی حمید میگذره

ای مهرِ سپهرِ عشق و امید جواد

نور تو دهد جلوه به خورشید جواد

جائی که توئی کریم،مسکین نشود

از درگه  رحمتِ تو نومید جواد

 

شهادتش تسلیت.یا علی مدد

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 13:14  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دوازدهم آذر 1386
یارانِ موافق سلام.

خیلی با خودم فکر کردم این مطلب رو بنویسم یا نه،در نهایت از اونجایی که گفتم شاید وظیفه ای در قالبِ امتحان باشه تصمیم گرفتم،تازه هم مصمم شدم هم پیگیر.

اصلِ موضوع(خیلی خلاصه):

ایتام بعد از کلی اینور اونور کردن و پی گیری هایِ مکرر یه خونه(خونه که چه عرض کنم خرابه)داده به یه زن و دو تا بچه کوچولویِ یتیم(اصطلاحاً صغیر) که چند سالی توش بشینن و اجاره خونه ندن.حالا این خونه کجایِ شهرِ بماند که نگم بهترِ.بریم تو خونه.شماره پلاکش بیستِ ولی خودش خیلی باشه شیش،شیش و بیستُ پنج(اونم به زور).خودِ این مرکز خیریه گفتن درستش می کنیم ولی پولشُ می گیرن.حالا این بنده خدا نه پولی داره که بده بسازن واسش نه هم میشه اینطوری تو اون خونه زندگی کرد.من حمامش رو دیدم مثلِ غسال خونه های سی سال پیشِ شوشتر ِ.سقفِ اتاقش هم ریخته.کابینت که سهلِ لوله کشی اش هم خرابه(لوله کشی اش رو خودِ ایتام تقبل کرده رایگان انجام بده).امروز دمِ ظهر چشمایِ کاسه خونِ این زن حسابی ریختم بهم.اینطوری که بهش گفتن شیرین یک میلیو ن تومانی خرج بر می داره.

فکر کنم  یه یا علی بگیم حلِ.حد اقل این ِ که دعا کنیم  واسشون.اسمِ پسراش هست حامد و احمد.

ببخشید طولانی شد.یا علی مدد

 

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 14:47  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

دوازدهم آذر 1386
توفیرِ شخصیت ها عیان است و من هم که خوابم.به دو اتهام،آن هم با شکلکِسخت به خود پیچیده شدم و نا موزون پیپ کشیدم.حق با اجله است که ما تازه واردان بی مکتب مینمائیم و حتی در اتوبوس کفش هامان را در می آوریم .داداش و داداش بر ما خرده مگیرید که مقصرِ اصلی همون داداشهائی هستن یا بهترِ بگم بودن که این کلمه و کلماتی از قبیلِ مرد،درد،نامرد،بی درد و قس علی (الی)هذا رو ساختن قبل از عام الفیل(شاید هم بعدش).

بی خی،اصلِ حالت چطوره؟در سلامتیِ کامل به سر میبری؟ هو؟

فالِ اخوی حافظ رو گرفتم گفت:ببخشند گنه می بنوش(به خدا راس می گم)،منم که حساس از اینکه بابا یکی نیس به این داداش،ببخشید اخویِ ما بگه اسلام کلاً یازده چیز نجس اعلام کرده یکیش همین میِ،از قیامت نمی ترسی لا اقل از ما حساب ببر،خود دانی.بذار وقتی علمایِ دین و ادبیات کتابت رو چاپ نکردن اون وقت می فهمی.یادم باشه صبح بزنگم به کیهان بگم دیگه از شعرات چاپ نکنن تا درصطشون کنی.نهایتاًاز  شربت آبلیمو یا اکسپکترانت می تونی استفاده کنی البته تو شعرات،ما مسئولِ کارهایِ تو که نیستیم هر کس هم تو قبرِ خودش می خوابه خدا رو شکر.

یک دفه تیلیفونُم زنگ زد گفتم کیسته؟گفت احمد،احمد،جواد،موحد،مهدی و بقیه اخوی هات هستَ.

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 1:35  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

نهم آذر 1386
هر چی فکر کردم چی بنویسم  عقلم راه نداد اما از اونجایی که زورِانگشتام بیشتر بود تسلیم شدم.به ناچار هی به اطرافم نگاه میکردم بلکه مطلبی،حرفی،کلامی،اااااااااااااااااااااااااااااااه.

                                                   نتیجه:زخم در محلِ وضو

سوال:اگر در جایِ وضو زخم باشد که خون بند نمی آید ولی آب برایِ آن ضرر ندارد،برایِ وضو چه باید کرد؟

جواب:در فرض سوال محلِ زخم را در آبِ کُر یا زیرِ شیر بگیرد و دست بکشد تا خون شسته شود و دست را رویِ آن فشار دهد که جلویِ خارج شدنِ خون گرفته شودو بلافاصله با نیتِ وضو آب را به آن محل جاری کند و بعد از آن بقیه عضو را وضو دهد.

 

سوال:کسی که روز جمعه نمازش را فردی می خواند،آیا مستحب است حمد و سو ره را بلند بخواند؟

جواب:بلی.مستحب است خصوص حمد و سوره ی نمازِظهرِروزِجمعه بلند خوانده شود،چه نماز فردی باشد چه جماعت.

                                                             کتابِ استفتاآتِ آیت الله لنکرانی(ره)

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 2:9  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

سوم آذر 1386
میگن ما ز بالائیم.یکی پیدا شه بگه اینجا چی کار می کنیم  

 

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 20:26  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*

یکم آذر 1386
سلام یارانِ موافق

اینجا نجف آباد است.دقت کنید نجف آباد.یه اس ام اس صبح رسید مبنی بر اینکه کلاس دکتر بهفرنیا تشکیل نمی شه.ما هم گلوله کردیم و بچه اصفهانی ها رو پیچوندیم ،اومدیم بریم کلاس بعدی (با یه گروه دیگه)که زود تمام شه برگردیم دیار ،اما متاسفانه با اِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِاِه استاد برخورد کردیم،که نه نمی شود،دوستاتون پس چی؟زنت چی؟بچّت چی؟سگت چی؟..................

هیچی آقا دست از پا دراز تر رفتیم بوفه.ییهو به ذهنم رسید بیام سایت ،کارت اینترنت ام رو فعال کنم.کردم.و.بعدشم گفتم شرح حال بنویسم شاید یه روزی خاطره شه.

و حالا اصلِ مطلب:

میلاد آقامون به هر چی مردُ و نامردِ مبارک

*-*-*

لینک ثابت
 نوشته شده در ساعت 9:36  توسط طاها  | 

*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*-*