روزی را از نماز صبح تا عصر هنگام با اباعبدالله الحسین علیه السلام و یارانش خواهیم بود،آن هم چه روزی عاشورا.
هزاران درس دارد این روز:آزادگی(حر)مردانگی(زهیر)احلا من عسل(قاسم)شجاعت(سعید)غیرت(عباس)عزت(حسین)شرافت(همگان) صبر(زینب) ......دلی می آشوبیم و جگری پر خون میکنیم و همه ی روز را با اشک به نظاره خواهیم نشست.
با خطبه های امام روز شروع میشود،هدایت میکند،حجت را تمام میکند،سپاه میچیند.......
جنگ آغاز میشود،اصحاب پیش گامانند،می آیند،رخصت میگیرند،رجز میخوانند و موعظه میکنند،میکشند و کشته میشوند و سر به دامانِ ارباب.....
هاشمی ها میدان دار میشوند.اول علی اکبر،کسی که خَلقاً،خُلقاً و منطقاًهمچون جدش رسول خداست.چه موعظه ای،عجب رجز خوانی..........عباس به دستور راهی نخلستان میشود برای آب.........زینب بارها فریاد وا محمدا سر می دهد،زنانِ خیام میگریند،هر چه روز بالا می آید مصیبت سهمگین تر میشود،سعید جلویِ آقا می ایستد تا امام آخرین نماز را اول وقت اقامه نماید..............................اصغر تشنه است..............................و عصر فرا میرسد.خوبان همه رفته اند و حسین تنها میشود.راهی میدان است.وداع میکند.رجز میخواند،همچون پدر میجنگد.آنجا که به اسبِ خویش میفرماید انا عطشان و انت عطشان و اسب آب نخورده سر بلند میکند دیوانه ات میکند.وای اینجا قتلگاه است.عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب می آید،افتاده بر روی عمو کشته میشود..........حسینِ نیمه جان به حرمت خیمه ها بر دو زانوی خویش می ایستد و فریاد بر می آرد که دین ندارید لا اقل آزاده باشید..........و شمر...
مقتل خوانی ناب،بکر و مستند ترین شیوه ی عزاداریست که توسط علمای ما سفارش شده است.هر چند که حتی ذره ای از عمق مصیبت را نمی توان درک کرد،اما وقتی صدای حسین را میشنوی بی اختیار...........
وعده ما:ساعت۸صبح روز عاشورا.قم.بلوار محمد امین(ص).مقابل شهرداری منطقه چهار.مسجد امام حسین(ع).هیئت حضرت جواد الائمه(ع).(از روی کتاب ترجمه شده مقتل مقرّم خوانده خواهد شد)
