نمی دونم چرا با اینکه زمان به کندی میگذره،یهو سه شنبه میشه و ما باس بریم نجف آباد.نه حوصله دارم نه حس.تازه دارم به زندگی در شرایطِ سخت عادت میکنم.
آقا ناز شستِ جانشینِ ارتش.گفته اسرائیل سر تکون بده متلاشی میشه.ای ول.مرگ بر اسرائیل
دوستی دارم در مصر.میگوید مردمانش خوبند.اهرام هم دیده از دور.میگه مشهورِ که مصر ننه دنیاس.با عرض شرمندگی،دنیا نن.............
این روزها همه اش میخوابم.روزی ۱۰،۱۲ ساعت خوابم.بقیه اش هم......اصلا بقیه نداره،تو این گرونی ۱۰۰ تومن دادی دو تا پفک خریدی بقیه اش را هم میخواهی؟
دیشب گفت صورتی.فی الحال نمی دانم.هر چه میخواهد باشد،مالِ من است.تر و خشک هم ندارد.مالِ من است.در تمامِ ایامِ هفته مالِ من است.
گفتگوی ویژه مسولینِ سواره را آورده بود،میگفت سمند در روسیه ۱۵۰۰۰ دلار،از دم قسط،۱۰ ساله.
شاید این هفته به دعوتِ یکی از هم قطارانِ نجف آبادی که بچه شهر کردِ برم دشتِ لاله هایِ واژگون.
نوآوری:این اولین باریِ که تو پست هام از حرفِ ژ استفاده میکنم.اونم دو بار.
در پایان از همه ممنونم.
